تبليغات X
انجمن ادبی شاعران سبز ایران
انجمن ادبی شاعران سبز ایران Rss

دو شعر از آذین

29 مرداد 1388 ساعت 22:41


به سلامت ای سبزترین

و آنگاه که نگاهت   به آتشمان کشاند

و آنگاه که آفتاب     وجودش را در پای تو ریخت

در تمام سلولهامان ندا پیچید که

سهراب کشی تا چند؟

و ما به امید ربناهای مستجاب شده

هر روز سبز شدیم

از دیروز تا امروز

و جوانه میدهیم مدام

تا فرود رهایی

و تا فراز عدالت

 

...

از سهراب کشان دیروز 

تا سهراب کشان امروز ...

 

 


به آزادگان ایران زمین و همه ی آنان که در بند ندای آزادی سر داده اند:


تب جوانه کجا تیشه ی تباه کجا  

به حکم الکن زندان تن سیاه کجا

و ضربه های شنیع شکنجه های شگرف

به قد و قامت یک نسل بی گناه کجا

میان اینهمه آیینه های شسته و پاک

حضور کور کجا فرصت نگاه کجا

هجوم حادثه هایی که از فضای جنون...

و قصه های ناب غریبان بی پناه کجا

دروغ و هاله ی نور و هزار نور افکن؟

خیال خام کجا فهم اشتباه کجا

پیام سبز تو در خاطر زمان پیچید

و اعتراف سرخ تو در متن دادگاه کجا

در انحنای سیاهی زمین به خود می گفت

که شب کجا و سپیدی صورت پگاه کجا

 

.... و صبح که شد من به یاد آوردم:

"چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا"

 

 آذین

http://bekhaan.persianblog.ir/